مرور کتاب قمارباز؛ آشنایی با روان شناسی با رمانی کوتاه!

اشتراک گذاری در print
مرور کتاب قمارباز

کتاب قمارباز درباره چیست؟
کتاب قمارباز داستان انتخاب های هر شخص در زندگی و بیان کننده عدم قطعیت در همه چیز است. هر کدام از شخصیت های رمان به نوعی به قمار می پردازند و منتظر می مانند تا نتیجه قمارشان را ببینند، بعضی در این قمار افراط می کنند ولی بعضی متعادل هستند. داستایفسکی به شخصیت شناسی افراد رمان پرداخته است، نه به فضاهای داستان و چهره¬ ها. در واقع با بالا بردن و پررنگ کردن ویژگی های هر شخص و سپس پایین آوردن او، نحوه رفتار آن شخص در موقعیت های مختلف و افراد پیرامونش را به مخاطب نشان می دهد. در واقع با این کار بیان می کند که هر شخص را تنها می توان در موقعیت های مختلف شناخت. همین مسئله باعث می شود خواننده نتواند تمام رفتارهای شخصیت ها را پیش بینی کند و تنها با خواندن جملات بعدی با رفتارهای متناقض آن ها روبرو شود.
داستایفسکی با روایت جزء به جزء بازی رولت این مسئله را برای خواننده بیان می کند، چه کسانی که با بی فکری وارد بازی می شوند و چه آن هایی که کاغذ و قلم به دست مدام روند بازی را یادداشت می کنند تا دور بعدی بازی را حدس بزنند، از این که کشف رابطه در بازی قمار و زندگی محال است غافل هستند. هیچ کس در زندگی نمی تواند اتفاقات و واکنش افراد را به طور کامل و دقیق پیش بینی کند. شما فقط شرایط را انتخاب می کنید و باید منتظر نتیجه بمانید. در واقع زندگی یک قمار بیش نیست و هیچ کس¬ نمی داند چه چیز در انتظار اوست.
این که هر شخص با خواندن کتاب قمارباز بتواند آن را تحلیل کند، امکان پذیر نیست. تمام اتفاق ها و شخصیت ها ذهن خواننده را به خود درگیر می کنند و مدام فرد از خود می پرسد هدف نویسنده از بیان این جمله چه بوده است و به همین دلیل بیشتر جملات را باید چندین بار بخواند تا مفهوم را درک کند. شاید همین مسئله باعث شده افرادی عنوان کنند که قمارباز چندان هم کتاب شاخصی نیست و شاید بی دلیل معروف شده است.
نکته دیگر کتاب قمارباز این است که قمار کردن را شبیه قرص های اعتیادآور می داند. این که فرد با بازی مداوم، به طرز جنون آمیزی به این قرص خطرناک وابسته می شود و در هیچ شرایطی نخواهد توانست آن را ترک کند. در واقع با کمترین میزان پول هم وارد این بازی خواهد شد تا طمع برد را بچشد، غافل از این که هیچ قطعیتی در برد وجود نخواهد داشت.
در بازی قمار، بسته به برد یا باخت سه مرحله برای قمارباز اتفاق می افتد. در مرحله اول که فرد برنده شدن را تجربه می کند، می تواند میل به قمار مجدد را در خود کنترل کند و به همان میزان برد اکتفا کند، اما وقتی وارد مرحله باخت می شود دیگر جریان برایش فرق می کند. در این وضعیت میل به بازی مجدد در فرد تبدیل به اجبار می شود و او قادر نخواهد بود وضعیت را به آسانی ارزیابی کند و در این مرحله، قمارباز به شدت آسیب روحی و مالی می بیند. در مرحله سوم قمارباز دچار بدبختی شدیدی می شود که مرحله استیصال نامیده می شود؛ در این مرحله قمارباز در ابعاد دیگر زندگی شخصی خود آسیب هایی را متحمل می شود که در بعضی مواقع جبران ناپذیر است، مانند شخصیت مادربزرگ در داستان.
در واقع قمارباز در مرحله باخت، مجددا به بازی ادامه می دهد تا برنده شدن را تجربه کند و حتی به نوعی خود را مجازات می کند، ولی از این مسئله غافل است که با بازی مجدد، بیشتر در منجلاب قمار فرو رفته و به خفگی در قمار خواهد رسید.
ارزیابی کتاب قمارباز
در حالت کلی این کتاب خوب است، زیرا با خواندن آن هر فرد به گونه ای با درون خود روبرو می شود. در حقیقت فرد خود را می بیند که کاری را انجام داده، ولی دلیل انجام کارهایش را نمی داند. این موضوع برای بیشتر افراد در زندگی رخ داده است که کاری را انجام داده اند، اما خودشان هم دلیل انجام آن را نمی دانند.
البته تا فصل 4 یا 5 کتاب، خواننده درکی از موضوع و داستان ندارد و می توان گفت رمان در ابتدا ابدا گیرایی ندارد، اما از این فصل به بعد خواننده تا حدودی متوجه داستان خواهد شد، هر چند باز هم دلیل رفتارهای شخصیت ها را متوجه نمی شود. جالب این که دلیل بعضی از اتفاقات تا پایان داستان هم مشخص نمی شود و ذهن خواننده برای همیشه درگیر می ماند.
مخاطب کتاب قمارباز چه کسانی هستند؟
مخاطب کتاب قمارباز گروه بزرگ سال هستند، خصوصا افرادی که تصور می کند قدرت این را دارند که مسائل را آن گونه که می خواهند پیش ببرند و اتفاقات هیچ تاثیری بر روند کارهایشان ندارند. این دسته همان قماربازهایی هستند که همیشه کاغذ و قلم به دست دارند و سعی می کنند اتفاقات را پیش بینی کنند.
این کتاب همچنین برای اهالی فلسفه و روان شناسی هم مفید است، زیرا در این کتاب به تحلیل شخصیت ها پرداخته شده است. شاید این کتاب از نظر بیشتر افراد شاه کار نباشد، اما باید تا انتها با داستان پیش رفت و تا حدودی از سردرگمی درآمد. دلیل گنگ بودن جملات هم مثل این می ماند که یک فرد فلسفی داستان را نوشته است و باعث شده عامه جامعه خیلی با کتاب ارتباط برقرار نکنند.

اشتراک گذاری در twitter
تویت‌زدن
اشتراک گذاری در linkedin
پست در لینکدین
اشتراک گذاری در pinterest
پین‌کردن
اشتراک گذاری در telegram
تلگرام‌کردن
اشتراک گذاری در whatsapp
ارسال در واتس‌اپ

پاسخ‌ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.