معرفی کتاب بیشعوری

با هر کتاب جدید باری دگر زندگی کنید

قاچ کتاب: بیشعوری

 فقط به یک چیز نیاز است و آن هم شهامت توقف بی شعور بودن است که خب البته مشکل ترین بخش ماجرا هم همین جاست.( صفحه 24 کتاب)  اگر بیشعورها عاشق می‌شوند فقط به یک دلیل است:می خواهند در هیچ چیز کم نیاورند از جمله عشق( صفحه 29 کتاب)  اگر بیشعوری، تنها دشمنت خودت هستی و تنها کسی هم که می‌تواند بیشعوری را از بین ببرد خود تو هستی.( صفحه 36 کتاب )  بیشعوری مرض وقاحت و سوء استفاده از دیگران است.( صفحه 58 کتاب)  یک دلیل ساده گرایش آدم‌ها به بیشعوری این است که با بیشعوری زودتر می‌توان به هدف و منظور رسید.( صفحه 62 کتاب)  بیشعورها ذاتاً اهل رها کردن نیستند و اصولاً نمی‌توانند چیزی را از دست بدهند.( صفحه 73 کتاب )  بیشعورها حتی بعد از مرگشان هم بیشعور باقی می‌مانند. هیچ بلایی خانمانسوزتر از بیشعوری نیست ( صفحه 104)  بیشعورهای مدنی شاید خطرناک ترین نوع بیشعورها برای جوامع مدنی باشند.( صفحه 112 کتاب )  مهمترین عامل آلودگی تجارت به بیشعوری رابطه تنگاتنگ آن با صنایع نظامی است.( صفحه 152 کتاب )  واقعیت تلخ آن است که بوی گند بیشعوری از سراسر دنیای ما به مشام می‌رسد. و اگر برای زدودن آن کاری نکنیم به فاجعه خواهد انجامید فاجعه آن وقت است که دیگر این بو را از فرط تکرار و عادت احساس نکنیم. بویی حس نمی‌کنید؟ ( صفحه آخر کتاب)

مشخصات کتاب

نام کتاب: بیشعوری

عنوان جانبی: راهنمای عملی شناخت و درمانِ خطرناک‌ترین بیماری تاریخ بشریت

پدید آورنده: خاویر کرمنت

برگرداننده: محمود فرجامی

مدیر تولید: سمیه سیاه پشت

چاپ بیست و دوم بهار ۱۳۹۴

شماره نشر: ۱۰۷

ویراستاری: کارگاه ساغر مهر

صفحه آرا: سپیده امری

تعداد: ۵۰۰۰ نسخه

انتشارات: تیسا

تعداد صفحات: ۲۳۲

plant-pot
معرفی کتاب
کتاب « بی‌شعوری» اثر «خاویر کرمنت»،‌ یکی از کتاب‌های پرفروش و قابل توجه است. <strong>هدف این کتاب، با توضیحاتی که نویسنده در ابتدا عنوان می‌کند، ارائه‌ی روش‌های  درمانی برای بیماری بی‌شعوری</strong> است. نویسنده اعلام می‌کند که خودش هم قبلا یک بی‌شعور بوده به‌طوری که این بی‌شعوری مشکلات زیادی را برایش ایجاده کرده بود. اما در نهایت توانسته خود را از شر این زهر مهلک روانی نجات دهد و حالا  می‌خواهد تا کسان دیگری را که به این مَرض گرفتار هستند ؛  درمان کند. نویسنده، در طی سال‌ها ارتباط با بیمارانی مشابه تجرباتی کسب کرده که به عنوان شیوه‌های درمان ارائه می‌دهد و پس از شفا یافتن، شروع می‌کند به درمان افراد مشابه و این کتاب، بیش‌تر  بیان تجربیاتی ا‌ست که در این ارتباط‌ها به دست آورده است. عنوان فرعی راهنمای عملی شناخت و درمانِ خطرناک‌ترین بیماری تاریخ بشریت،برای کتاب بیشعوری بسیار جالب و تازه است. با توجه به موضوع ، این اثر را میتوان در مقوله خودشناسی ، روانشناسی، رفتارشناسی ، شخصیت‌شناسی و اختلالات شخصیتی جای داد. زبان طنزی که در <strong>کتاب بیشعوری</strong> قابل توجه است ؛ یکی از علل گرایش و تمایل به خواندن کتاب است و مطالعه آن را با طیب خاطر همراه می‌کند. در  پشت جلد کتاب بیشعوری سوالاتی مطرح می‌شود که  بیشتر ما پاسخ مثبتی برای آن‌ها داریم و به خوبی تصویری از بیشعوری و افراد بیشعور ارائه می‌دهد و با یک نگاه سطحی و منطقی جواب آن‌ها را در خود یا اطرافیان خود می‌یابیم ( البته بیشتر در اطرافیان!) <ul> <li>آیا از دیدن مجری‌های تلویزیون عصبی می‌شوید؟</li> <li>هیچ دلتان خواسته یک صندلی را بر فرق پزشکی بکوبید که بدون آنکه اجازه بدهد در مورد بیماری‌تان توضیحی بدهید شروع به نوشتن نسخه کرده است؟</li> <li>رابطه‌تان با همسرتان چطور است؟ به فکر جداشدن از او هستید یا آن‌قدر شرور است که حتی جرئت جداشدن از او را هم ندارید؟</li> <li>با همکاران از زیرِ کار دررو و زیرآب‌زن زیاد دست به یقه می‌شوید؟</li> <li>آیا از اینکه همسایه‌تان زباله‌هایش را در جوی آب می‌ریزد عصبانی هستید؟</li> <li>آیا وسوسه خفه‌کردن فامیل‌هایی که دائما مشغول فضولی و نصیحت و بزرگ‌تری‌اند، زیاد به سراغتان می‌آید؟</li> <li>آیا تا به حال پیش آمده که در اداره‌ای برای گرفتن یک امضا روزها و ساعت‌ها در آمدوشد باشید؟</li> <li>هر هفته دوستانی به سراغتان می‌آیند که بخواهند شما را به فعالیت تجاری یا آیین جدیدی دعوت یا دست‌کم چاکرایتان را باز کنند؟</li> <li>آیا احساس می‌کنید برخوردهای رئیستان با شما توهین آمیز است؟</li> <li>آیا با شنیدن حرف‌های سیاست مداران دچار رعشه و ناسزاگویی می‌شوید؟</li> </ul>
005-plant-pot
درباره نویسنده
وقتی در باره نویسنده و زندگینامه این نویسنده شهیر و معروف که عالمی را به بیشعوری خود مشغول کرده در دانای کل حضرت گوگل جستجو کردم کلامی و تاریخی و کودکی و نوجوانی و شغل و خانواده ای نیافتم که بتوانم کنار هم قرار دهم و چند جمله ای بنویسم و او را به شکلی مجسم از انتزاعیات بیرون بیاورم و بگویم:‌هان! اینک این مرد میدان بیشعوری! هرچه بیشتر گشتم کمتر یافتم و جالب تر این که هرکس از ظن خود تصویری گذاشته و او را خاویر کرمنت معرفی کرده بود سه تصویر با سه شکل متفاوت! قضیه بویناک و مشکوک به نظرم رسید وقتی کلمه خاویر کرمنت را برای جستجو ارائه کردم آنچه که گوگل تحویل داد  کلمات و جملاتی از کتاب و آثار دیگر این نویسنده شهیرآمریکایی! بود. راستش را بخواهید به یاد نامه معروف چارلی چاپلین افتادم که یک روزنامه نگار ایرانی زحمتش را از دوش چارلی چاپلین برداشته و خطاب به دختر چارلی نوشته بود و آنقدر این نامه به چارلی منتسب بود که در سال‌های اخیر وقتی خود روزنامه نگار زبان به سخن گشود که در عنفوان جوانی خامی کرده و نامه ای را از قول چاپلین نوشتم به او ریشخندی زدند که ننگ است که  بخواهی به خاطر شهرت به جای دیگران خود را جا بزنی و ادعا کنی که آن نامه وزین را تو نوشته ای! و شاید در کهنسالی دچار زوال عقل گشته ای و ادعاهای بزرگ می‌کنی و آن روزنامه نگار بخت برگشته دوباره سر به جیب مراقبت فروبرد و مهر سکوت برلب تا آخز زندگانی هیچ نگفت و فقط پایش را محکم بر زمین کوفت و گفت اما ای زمین تو بچرخ! نمیدانم توهم من است یا واقعا کسی از این اسم خوشش آمده و خواسته آن را برای درمان درد بشر شهره عام و خاص کند و مردم هم ،  چون خود دچار این درد هستند آنقدر مشغول درمان یک درمانگر آمریکایی شدند که یادشان رفت اصلا به وجود خارجی خاویر کرمنت هم پیله کنند و بخواهند از این شخص شخیص حالی بپرسند و شروع کردند به داستان سازی در باب این که خاویر همانی است که به گفته خودش با بیشعوری بیگانه نبوده‌ است. او یک پزشک و به نظر خود در زمره  بهترین‌ها بود. برای اولین بار در چهل سالگی پسرش در مقابل او می‌ایستد و می‌گوید برای آینده شغلی اش می‌خواهد خودش تصمیم بگیرد و تصمیم پدر را نمی‌پذیرد. خاویر متوجه می‌شود بقیه اعضای خانواده هم نظراتی مخالف نظر او در سر دارند! و فکر می‌کند آیا برای آن‌ها چه پیش امده که با او مخالفت می‌کنند و نظرات او را اشتباه می‌دانند. پس قصد می‌کند با یک روانپزشک مشاوره کند. آن روانپزشک به او می‌گوید که خانواده اش حالشان خوب است و او هم مریض نیست بلکه  فقط یک بیشعوراست. او به شدت از این پاسخ بی ادبانه جا می‌خورد و  عصبانی از آن جا می‌رود ،  اما بعد از شش ماه به این شهود می‌رسد که یک بیشعور است و دوباره روانپزشک را می‌بیند و جواب می‌شنود که بیشعوری درمان ندارد. پس تصمیم می‌گیرد که خودش در این رشته تحصیل کند و راه حلی برای درمان بیشعوری پیدا کند. حالا او با تجربه ای که کسب کرده مشاور بیماران بیشعور است و به حل مشکل خیلی از آنها کمک کرده است! داستان‌هایی از این دست پیرامون نویسنده کتاب بسیار است و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
 

005-plant-pot
درباره‌‌ی کتاب بیشعوری

آیا شما  از آن دسته افرادی هستید که هم فکر می‌کنید بیشعوری یک بیماری خطرناک است؟ اگر  جزو این دسته از افراد نیستید  باید با اولین کاشف بیماری بیشعوری، دکتر خاویر کرمنت،  آشنا شوید. او- به‌گفته‌ی خودش- دکتری بود که حدود بیست سال به بیماری بیشعوری مبتلا شده‌ بود اما خود خبر نداشت و پس از رخ دادن اتفاقاتی، متوجه شد که به این بیماری مبتلاست پس مانند پزشکی متعهد، تصمیم به شناسایی و کشف این بیماری و روش‌های درمانی آن گرفت. حاصل کوشش و کشف اوکتابی با همین نام شد. کتابی که به گفته  خاویر کرمنت، روش‌هایی را برای تشخیص و درمان کامل این بیماری به اطرافیان بیمار و خود شخص مبتلا به بیشعوری آموزش می‌دهد. «چه بی‌شعور باشید و چه درگیر با بی‌شعورها، با انتخاب این کتاب دست‌کم راهنمای خوبی انتخاب کرده‌اید و راه را عوضی نرفته‌اید.» نویسنده با بیان این جمله تکلیف شما را روشن می‌کند و به شما بشارت رهایی از بیشعوری و بیشعورها را می‌دهد! هر یک از پنج فصل کتاب بیشعوریبه یک جنبه از بیشعوری اختصاص داده شده و در انتهای هر فصل  تمرین‌هایی برای شناسایی و درمان در نظر گرفته شده‌ است. با خواندن این کتاب  ساعت‌ها می‌توانید بخندید و یا با خواندن هر توصیف، نگاهی عمیق تر به خود و اطرافتان بیندازید که تصویر افراد بسیاری در ذهن‌تان نقش  می‌بندد. البته زبان طنز در این کتاب،  نه تنها مفاهیم اصلی را تحت‌تأثیر قرار نداده‌ است بلکه  شما با خواندن هر جمله از آن، به مفاهیم عمیق اجتماعی پنهان‌شده پشت بیان طنز، پی خواهید برد. کتاب بیشعوری با وجود اینکه یک کتاب معتبرعلمی با زیانی علمی نیست، اما حرف‌های مهمی  در زمینه انسان و رفتارشناسی برای گفتن دارد. حرف‌هایی که ممکن است بسیار آگاهی دهنده باشد. به طور مثال در بخشی ازکتاب می‌خوانیم « ممکن است شما هم این عکس را دیده باشید که در آن: ماشینی در جایی که پارک ممنوع است توقف کرده و کسی یک جلد کتاب بیشعوری زیر برف‌پاک‌کن آن ماشین قرار داده است. احتمالا یادداشتی هم در کنار کتاب قرار داده‌اند که: لطفا تولید مثل نکنید.» اما در مورد  کتاب یک نکته مهم  و قابل توجه وجود دارد که باید به آن توجه کرد و آن هم این که خواننده کتاب بیشعوری باید مراقب باشد در دام خودبرتربینیگرفتار نشود یعنی دچار ایم تصور نشود که باشعوری است که در بین یک عده بیشعور زندگی می‌کند. این کتاب در درجه اول تلنگری به خود است و سپس تصور در مورد دیگران. این طبیعی است که عموم مردم در مورد خودشان موضوعات منفی را قبول نکنند و به خودشان به عنوان یک انسان کامل نگاه کنند. هیچ کس نمی‌خواهد باور کند که یک بیشعور استاما باید با این ذهنیت شروع به خواندن این کتاب کرد که من در پی اصلاح رفتار خودم هستم نه اینکه انسان‌های بیشعور را بهتر بشناسم درواقع کتاب را برای خودشناسی بخوانیم نه دیگر شناسی.این کتاب را صرفاً نباید به ابن دلیل بخوانیم که از این پس هر رفتار ناشایستی را که از کسی مشاهده کردیم، فورا به آن شخص کتاب بیشعوری را معرفی کنیم؛ چون در این صورت خود ما به خوانش مجدد کتاب بیشتر نیازمندیم تا دیگری. در وقت مطالعه کتاب باید کاغذ و قلمی در کنار خود قرار داد و بعد از هرفصل، رفتارهای نادرست خودم را یادداشت کردتا در مورد آن‌ها فکر کرده و رفتارهای درست تر و مناسب‌تری را جایگزیننشان کنیم. البته  تمرین‌هایی در انتهای هر فصل قرار دارد که مانند خود کتاب جنبه طنز و مطایبه  دارد و می‌تواند هرکسی را در مورد رفتار خودش به فکر فرو ببرد. بهترین راه برای داشتن جامعه‌ای  عاری از بیشعوری  این است که از خودمان شروع کنیم و رفتارهای خودمان را اصلاح کنیم و تغییر دهیم.این کتاب راه را برای این تغییرات به ما نشان می‌دهد.

005-plant-pot
تعریف بیشعور از نگاه نویسنده

اگرتا دیروز کسی به شما می‌گفت که یک بیشعور هستید، نه تنها از حرف او ناراحت می‌شدید، بلکه با عکس‌العمل‌تان جوابی درخور به او می‌دادید. اما خاویر کرمنت نویسنده کتاب بیشعوری، با جسارت تمام حقیقتی را پذیرفت و تقریبا به تمام دنیا اعلام کرد که نه تنها خودش بیشعور بوده، بلکه بیشتر افراد دنیا هم بیشعور هستند. اما واقعا بیشعور چه کسی است و چه رفتاری نشان دهنده بی‌شعوری است؟ نویسنده کتاب بیشعوری می‌گوید که بیشعوری یکی از خطرناک‌ترین بیماری‌های دنیا است که متاسفانه فرد بیشعور متوجه بیماری خودش نیست و بقیه را بیشعور میداند و با این علم دیگران را آزار می‌دهد. او اذعان میکند که خودش یکی از بی‌شعورترین پزشکان بوده که تا مدت‌ها فکر می‌کرده بقیه به خاطر شخصیت محکمش به او احترام می‌گذارند. اما بعدها متوجه شده که آنها از بی‌شعوری او می‌ترسیده‌اند. متاسفانه بی‌شعوری مربوط به یک قشر خاص یا به یک گروه سنی خاص نیست. حتی بیشعورها ویژگی‌های مشخصی هم ندارند که بتوان از فاصله دور آنها را تشخیص داد و از آنها دوری کرد. اما مطمئنا همه ما با چندتا از آنها برخورد داشته‌ایم. خاویر کرمنت معتقد است که بیشعوری یک نوع بیماری است و فرد بیشعور باید حتما با بیماری خود مواجه بشود و آن را بپذیرد تا بتواند خود را درمان کند. درست مانند یک فرد الکلی که تا قبول نکند که به الکل اعتیاد دارد، نمی‌تواند آن را ترک کند. بنابراین از اینکه هر سری در کتابش شما را بیشعور خطاب کند، ابایی ندارد و برای ما هم قابل قبول است که این خطاب را بشنویم و در نهایت به این نتیجه برسیم که از کی من یک بیشعور بوده ام؟

005-plant-pot
انواع بیشعورها در کتاب بیشعوری

نویسنده کتاب بیشعوری ، بیشعورها را به چند دسته اجتماعی، تجارت، اداری، مدنی، شاکی، بیچاره و مقدس‌نما تقسیم بندی می‌کند و چند نمونه و مصداق عینی برای هر دسته می‌آورد. او بی شعورهای اجتماعی  را از خطرناک‌ترین نمونه‌های بی‌شعوری می‌داند  که گیر افتادن در تله آنها یک فاجعه  است. از آشکارترین صفات بیشعورها این است که دیگران را تحت فشار می‌گذارند تا حرف‌شان را به کرسی بنشانند و جوری عمل می‌کنند که گویا از دیگران بهتر و کامل تر فکر می‌کنند، فقط کافی است خواسته‌های هرچند  ساده آنها مثل دیالوگ یا قدم‌زدن و یا مسایل پیش پا افتاده را قبول نکنید، آن وقت می‌بینید که چطور رفتار می‌کنند که شما علی رغم میل باطنی و یا تقصیرنداشتن مجبور به عذرخواهی شوید آن‌ها طوری رفتار می‌کنند که انگار شما به جهت بی‌شعوربودن مقصرترین فرد روی زمین هستید. در کتاب هر دسته توضیح داده می‌شود و نمونه‌هایی برای هرکدام ذکر می‌شوند که خالی از لطف نیست.

005-plant-pot
وقتی جامعه بیشعور می‌شود

در کتاب بیشعوری به این نکته می‌رسیم که بروز بیشعوری دراشخاص  اتفاق مهم وجدیدی نیست. ما بیشعوران زیادی را در طول تاریخ سراغ داریم.اما اوضاع وقتی خطرناک می‌شود که کل یک جامعه دچار بیماری بیشعوری می‌شود. بروزو شیوع بیماری  بیشعوری در جامعه در چهار بخش بیشترین آسیب را به مردم و همچنین به آیندگانی که قرار است در آن منطقه به‌دنیا بیایند و زندگی کنند، وارد می‌کند. اولین صورت زشت و آسیب زننده بیشعوری در تجارت است که باعث پایین آمدن دستمزد قشر آسیب‌پذیر جامعه می‌شود. در این بخش بیشعوری در عوض مدیران بی‌مصرف شرکت‌ها، حقوق و پاداش‌های نجومی دریافت می‌کنند، مصرف سوخت فسیلی برای درآمد بیشتر افزایش پیدا می‌کند و کارمندان را مجبور می‌شوند  با کمترین درآمد مانند ربات کار کنند تا حقوق و پاداش مدیران عقب نیوفتد. دومین مورد در دولت است که قدرت زیادی در شکل‌دهی روش زندگی ما دارد و بیشعورها هم تشنه قدرتند. دولت‌های بیشعور در باتلاقی از بی‌صلاحیتی، وقت‌کشی و تشریفات اداری فرورفته‌اند. سومین مورد بیشعوری در آموزش و پرورشاست که  با وضع قوانین بیشعورانه انسان‌های سالم را از مدرسه اخراج و دلزده می‌کند و حتی آدم‌های سالم را به بیشعورهای حرفه‌ای تبدیل میکند. و چهارمین مورد حضور بیشعوری در رسانه است که یک واگیری واقعی ایجاد می‌کند، تاثیر رسانه روی مردم غیرقابل انکار است، گاهی آنها تنها بخشی از حقایق و اتفاقات را که مورد تاییدشان است  انتشار می‌دهند و ادعا می‌کنند این تمام واقعیت است. با گمراه کردن اذهان مردم ازاصل اتفاقات و ایجاد دیدگاه ناقص، آدم‌های بیشتری دچار بیشعوری می‌شوند.

005-plant-pot
زندگی با بیشعورها

در کتاب بیشعوری با این حقیقت مواجه می‌شویم که حتی اگر خودمان جزئی از بیشعورهای جامعه نباشیم، هر روز با آنها سروکار داریم.هرکدام از ما ممکن است یک همکار بیشعور داشته باشیم که از طرفی حضورش ما را اذیت می‌کند و از طرفی هم نمی‌توانیم از کارمان استعفا دهیم. راه حلی که نویسنده ارائه می‌دهد این است که  بهتر است او را نادیده بگیرید. به باور خاویر کرمنت بیشعورها محتاج توجه هستند و با کارهایشان می‌خواهند دیده شوند  پس وقتی ببینند که روی شما تاثیری ندارند و یا شما هر کار آنها را با یک لبخند پاسخ می‌دهید، شما را رها می‌کنند و سراغ سوژه‌های بهتری می‌روند.

005-plant-pot
دیگر آثار نویسنده

از خاویر کرمنت چهار کتاب  منتشر شده است. این چهار کتاب عبارت‌اند از:
  • بیشعوری
  • بیشعور‌های ابدی
  • توطئه‌ی بیشعوری‌ها
  • بیشعور‌های گردن‌کلفت!

005-plant-pot
مترجم کتاب و ترجمه‌های دیگر

کتاب بیشعوری بارها توسط مترجمان و انتشارات دیگر با طرح‌های متفاوت روی جلد چاپ شده است. اولین ترجمه از اثر متعلق به آقای محمود فرجامی است که ایشان گفته‌اند که حق انحصاری ترجمه و فروش را از ناشر و نویسنده خریده‌اند و هر ترجمه دیگر غیر قانونی است با این حال افراد دیگری از جمله خانم طیبه احمدوند ، خانم مریم احمدی از انتشارات تیسا بعد از قطع همکاری آقای فرجامی و دکتر رویا امامی میبدی و آقای اسحاق احمدی از انتشارات شبگون به ترجمه این کتاب پرداخته‌اند.

005-plant-pot
چرا باید کتاب بیشعوری را حتما بخوانیم؟

اگر قصد خودشناسی و تغییر رفتار در خود را دارید خواندن این کتاب توصیه می‌شود چرا که خستگی خواندن کتاب‌های روانشناختی وجامعه شناسی و تحقیقی را ندارد و برای تاثیرگذاری بیشتر با زبانی طنز اخلاقیات را مطرح می‌کند  که این بهره‌گیری از زبان طنز، بجا و مناسب است و مصادیقی برای ان ارائه می‌دهد. کتاب بیشعوری را می‌توان یک نقد اجتماعی تمام‌عیار دانست. خواندن این کتاب  شما را دلزده نخواهد کرد. کرمنت در بهره‌گیری از این طنز بسیار موفق عمل کرده‌ است. شاید اگر هر بیان دیگری برای کتاب بیشعوری انتخاب می‌شد، به چنین موفقیتی دست ‌پیدا نمی‌کرد. نکته جالب توجه در مورد این کتاب این است که با وجود ساختار طنزموجود در کتاب اما در نهایت ، این کتاب را در دسته‌ی کتاب‌های روان‌شناسی جا ی می‌گیرد. با خواندن این کتاب، نکات و جملات طلایی و عمیق و تأثیرگذاری خواهید یافت که نشان تسلط کامل نویسنده به روان‌شناسی و جامعه‌شناسی است. جملات این کتاب مثل یک آینه، بسیاری از رفتارهای اذیت کننده‌ی انسان‌ها در جامعه را بازتاب می‌دهد که گاهی آن‌قدر در عادات رفتاری‌شان رسوب کرده است که هرگز متوجه آزاردهندگی‌شان نمی‌شوند.

005-plant-pot
چرا نباید کتاب بیشعوری را بخوانیم؟

کتاب‌ها ی زیادی هستند که  برای نفوذ در ذهن مردم و کاشتن بذر بیراهه در تفکرات آنان، به قلم می‌آیند. این کتاب فقط یکی از صد‌ها نمونه کتاب نفوذ فرهنگی در روشنفکران معاصر است که مانند نمونه‌های بسیار زیاد دیگری در زمینه روانشناسی و ایدولوژی زندگی نگاشته می‌شوند که با فرهنگ ما سازگاری ندارند اما چون توسط عامه مورد قبول قرار می‌گیرند تاثیر خود را می‌گذارند و پیش می‌روند. در این کتاب به قضاوت‌های سطحی نویسنده می‌رسیم که به راحتی در مقام قضاوت می‌نشیند و دلابل رفتار دیگران را بازگو می‌کند و ما را هم با خود همراه می‌کند و در نهایت  ما را به یک قاضی جستجوگر در رفتار اطرافیانمان تبدیل می‌کند که طبیعتا ما با توجه به توجیهاتی که برای رفتارهای خود داریم و آن‌ها را می‌دانیم از این دسته بندی‌ها خارج هستیم پس باشعورهایی هستیم که در میان خیل عظیمی از بیشعوران واقع شده ایم و جالب تر اینجاست که در نهایت این دسته بندی‌ها هیچ شخصی خود را در این دسته‌ها قرار نمی‌دهد!و به همین جهت می‌توان گفت که در واقعیت هیچ دسته ای وجود ندارد. در این کتاب دو دسته کلی باشعورها و بی شعورها داریم و این باشعورها هستند که اجازه دارند فکر کنند و راهنمایی کنند و به افکار بیشعورها اعتماد نکنند که این طرز تفکر عین بیشعوریست. اگر کسی واقعا باشعور باشد هیچ گاه با این دیدگاه به بقیه آدم‌ها نگاه نمی‌کند. و می‌داند که بین او وبقیه مردم از دیدگاه نوع رفتار و چیزهای دیگر تفاوت معناداری نیست. درکتاب عنوان می‌شود اگر فکر می‌کنید با شعور هستید بدانید که بیشعوری بیش نیستید در حالی که باید عنوان میشد که همه ما گاهی باشعور هستیم و گاهی بیشعور ؛ چون انقدر انسانها  پیچیده‌اند و زوایای حل نشده بسیاری دارند که نمیشود فردی خودش را یک با شعور مطلق یا بیشعور مطلق بداند. این کتاب به گونه ای دیدگاه ضد مردمی دارد که انسان را در  توهمات و بن بست‌های فکری به گیر می‌اندازد.

005-plant-pot
یک نکته جالب در مورد کتاب

شاید بتوان این را یک پیشگویی رفتاری دانست که خاویر کرمنت با توجه به مطالب کتاب هنر دزدی در مورد نویسنده این کتاب ارائه کرده است.کرمنت بیست و شش  سال پیش در این کتاب- بیشعوری - از شخص دونالد ترامپ با عنوان یک بیشعور نام می‌برد!  او  کتاب  «هنر دزدی» نوشته دونالد ترامپ را  به‌عنوان « کتاب مقدس بیشعورها » نام می‌برد که اشاره به کتاب «هنر معامله گری» از دونالد ترامپ دارد. او دراین‌باره می‌نویسد: «بیشعورهای گنده‌گو از همین‌جا پیدا می‌شوند. هنرنمایی یک گنده‌گو وقتی است که سرنخ کلام ازدستش دررفته باشد و نداند درباره‌ی چه چیزی حرف می‌زند. چنین بیشعوری خودش را در برانگیختن دیگران (چرندگویی)، خلاقیت (دزدیدن ایده‌های دیگران)، تعامل (ارعاب دیگران) و مدیریت (سرپوش گذاشتن بر گندکاری‌هایش) خُبره نشان می‌دهد.»

005-plant-pot
چرا کتاب بیشعوری در ایران طرفداران زیادی دارد؟

در آشفته بازار  پایین بودن سرانه مطالعه در ایران، کتاب‌های کم عمق و کم محتوا رواج بسیاری یافته که این کتاب‌ها خوراک مغزی عامه مردم هستند و آن‌ها را در کوتاه مدت یا در تمام طول عمر به خود مشغول می‌کنند. و متاسفانه چه بسا مطالب این کتاب‌ها در ضمیر ناخوداگاه  فرد تاثیر گذاشته و باعث عاداتی ناپسند و حتی غیر انسانی می‌شود. وقتی چیزی با استقبال عامه مردم مواجه شد یک کسوت روشنفکری و باکلاسی هم بر آن پوشانده می‌شود و همه فکر میکنند که اگر میخواهید در میان باکلاسان و باشعوران جامعه قرار بگیرید باید یک کتاب از این نوع و عنوان زیر بغل داشته باشید وگرنه از زنگ جامعه خارج هستید و مقبول جامعه نیستید. به عبارت بهتر می‌توان گفت در جامعه ما وقتی موج چیزی به راه می‌افتد بسیاری را برای مدت کوتاهی همراه می‌کند و وقتی که این موج نشست در نهایت نتیجه کار چیزی جز کف نیست! و تاسفی که برای خواص باقی می‌ماند که این موج هوچی گری چه چیز دیگری را نابود کرد؟!

005-plant-pot
یادداشت نویسنده در مقدمه کتاب

خاویر کرمنت ، نویسنده کتاب بیشعوری ، در مقدمه کتاب خود می‌نویسد: اکنون من می‌توانم در گذشته ام نظر کنم و به وضوح خود را ببینم که چطور سا لهای سال با بیشعوری زندگی کردم. به عنوان یک بیشعور درمان شده ، رنج. مشقت لازم برای درمان شدن را درک می‌کنم.چیزی که هیچ آدم عاقلی دوست ندارد آن را تجربه کند ولی وقتی آدم گرفتار بیشعوری شد چاره دیگری برایش وجود ندارد. دیر یا زود زندگی در مقابل شما قد علم می‌کند و می‌گوید: « تو بیشعوری» شما هم در مقابل این عمل تکذیبش می‌کنید ، لگدش می‌زنید لعنتش می‌کنید، سرش فریاد می‌زنید، کتکش می‌زنید، با او جرو بحث می‌کنید، سعی می‌کنید فراموشش کنید و فحشش می‌دهید اما زندگی جا نمی‌زند. یا شما قبل از آن که او به حساب شما برسد به حساب خود می‌رسید و یا او به حساب شما خواهد رسید. از این رو با صداقت و تاسف فراوان باید اقرار کنم که: من بیست سال نمام یک بیشعور تمام عیار بوده ام.در این مدت دوستان و اعضای خانواده ام از بیشعوری من آزار فراوان دیدند و در بسیاری مواقع من آن‌ها را از خودم فراری داده ام. اگر من زودتر به بیشعوری ام پی می‌بردم و در سنین پایین تر برای درمانم دست به کار می‌شدم اگر نگویم همه، دست کم بسیاری از این عوارض قابل پیشگیری بودند.

005-plant-pot
یادداشت مترجم در مقدمه کتاب

محمود فرجامی مترجم کتاب بیشعوری در مقدمه کتاب آورده است: واقعیت دردناک آن است که در طول تاریخ ، مسبببان بیشترین آسیب‌هایی که بشریت متحمل شده است آ دم‌های بیشعوری بوده‌اند  و نه آدم‌های نادان. بیشتر جنایتکاران بزرگ تاریخ آدم‌های باهوش و سخت کوش بوده‌اند که حاصل ضرب استعدادهای شخصی متعدد آن‌ها که عموما مثبت است، با خودخواهی، تعرض به حقوق دیگران و رذالت‌های منفیشان از آن‌ها بیشعورهای بزرگ و ترسناکی ساخنه که دنیایی را به آتش کشیده‌اند. در دنیای مدرن و با بالا رفتن سطح آموزش ، در سایه این تفکر نادرست که سواد و آگاهی ، الزاما رفاه و فرهنگ عمومی را در پی خواهد داشت ، بیشعورهای بسیار بیشتری تولید شده  و به بهره برداری رسیده‌اند.تنها کافیست نگاهی به ایدئولوگ‌ها و نظریه پردازها و  حتی آدمکش‌هایی که از بطن دانشگاه‌های معتبر جهان رشد یافته‌اند و آمار قربانیان آنان بیندازیم. تا صدق این ادعا ثابت شود. بله... دنیا به کام بیشعورهاست و گویی سالهاست که بیشعورهای جهان متحد شده‌اند.

005-plant-pot
بایدها و نبایدها در مورد مطالعه کتاب

آنچه که از برآورد نقدها و گفته‌ها بر کتاب بر می‌آید می‌توان به این نتیجه رسید که کتاب بیشعوری از آن دسته کتاب‌هایی است که خواندنش به یک بار می‌ارزد اما در مسیر خوانش باید مواطب افکار خود باشیم و از آن‌ها صیانت کنیم تا در تغییرات آن چیزی را تابعیت کند که درست و به جا باشد و نگذارد که نفوذ کلمات و فکر نویسنده ماهیت درست را تغییر دهد. وقتی خواندن یک کتاب برای انسان مفید است که به رشد بینجامد و بنایی تازه ایجاد کند و درواقع یاید‌ها و  نباید‌های یک کتاب را خواننده آن تعیین می‌کند.

005-plant-pot
نتیجه گیری

کتاب بیشعوری پس از انتشار خیلی زود تبدیل به یکی از محبوب‌ترین کتاب‌هاشد و جو خواندن آن خیلی‌ها را گرفت. برخی بر این باورند که  این کتاب اعتبار علمی ندارد و درواقع  یک سری ادعاهای نویسنده‌ای است که شاید حتی وجود نداشته باشد، اما اگر بخواهیم واقعیت را ببینیم این است که واقعا افراد زیادی در جامعه به این بیماری دچار هستند که خود و به تبع آن اطرافیان خود را می‌آزارند. در این کتاب تمرین‌هایی  برای تشخیص و درمان این بیماری آورده شده است. خاویر معتقد است که باید از خودتان شروع کنید و سعی کنید اولین نفری در جمع باشید که بی شعور نیست.که البته معمولا نتیجه عکس داده و فرد اصلا خود را بیشعور نمی‌داند! در واقع اگر خیلی خلاصه بخواهیم بگوییم این است که کتاب بیشعوری به تعریف بیماری شایع بیشعوری در حال حاضر و تاثیری که بیشعورها در سیاست، جامعه، تجارت، دین ، علم و دیگر عرصه‌ها می‌گذارند پرداخته است و شما را با انواع مختلف بیشعوری و ویژگی‌های افراد بیشعور آشنا می‌کند تا به این روش بتوانید بیشعورها را بشناسید و با نحوه برخورد با آن‌ها آشنا شوید و مهم‌تر از همه این‌که بتوانید بیشعوری را در خود و اطرافیان‌تان درمان کنید.
plant-pot
نقد و بررسی کتاب
<strong>خوشا به حال آن كس كه عيب خودش، او را از پرداختن به عيب‌هاى مردم باز دارد</strong><strong>.</strong><strong>امام علی(ع)</strong>   در بررسی کتاب  اگر بخواهیم منصفانه عمل کنیم به محاسن و معایب آن باید بپردازیم که سعی ما بر این است. آنچه که در ابتدا توجه مخاطب را به خود جذب می‌کند ظاهر کتاب است با تصویر و نامی که برایش انتخاب شده است.من فکر می‌کنم با ذکاوت، اسم روی جلد به شکل « بیش عوری»  نوشته شده که می‌تواند ایهام شکلی کلمه باشد.عور در فارسی به معنای برهنه و لخت است اگر عور را عریانی در نظر بگیریم شاید بتوان این تعبیر را در مورد نام کتاب به کار برد که این کتاب ، کتابیست که ما را عربان تر و صریح تر و بیشتربه خودمان نشان می‌دهد. تصویر روی جلد ، اثر« ادوارد مونک » نقاش برجسته نروژی در سبک اکسپرسیونیسم(هیجان‌نمایی) است. نام این تابلو «جیغ»است.مونک در «جیغ» از چیزی هراسان است و مخاطبش،هنرمندانه فریاد را از دل شخصیت نقاشی احساس می‎کند و تصور می‌کند این خود اوست که فریاد می‎کشد و تا ابد محکوم به سرگشتگی و تنهایی است.شاید انتخاب این اثر برای این کتاب شاید این باشد که بتوان هراس و تنهایی یک بیشعور را در این تصویر دریافت. کتاب متن خوبی دارد و مفاهیم با زبان طنزی که انتخاب شده دلنشین تر دریافت می‌شود.و این کتاب را می‌توان به عنوان آیینه‌ای در برابر انسان‌هایی که دچار اشتباهات رفتاری هستند استفاده کرد. اشتباهات رفتاری ای که عنوان بیشعوری را در این کتاب به خود اختصاص داده است. کتاب بیشعوری یک اثر در حوزه روانشناسی و اجتماعی است که به مخاطب کمک می‌کند در خود مداقه ای کند و  خود را بهتر بشناسند. به باور نویسنده این اثر، بی‌شعوری به باورهای قومی، دینی وملیت و… ارتباطی ندارد بلکه یک بیماری است که می‌تواند شیوع گسترده ای داشته باشد و همه به آن مبتلا شوند. نویسنده اثردر قالب طنز به بخشی از انسان‌‌ها برچسب بیشعوری می‌چسباند.و به واسطه داستان‌هایی که از مراجعانش در کتاب بیشعوری آورده، شما را مجاب می‌کند که کتاب را تا آخر بخوانید. از جمله این موارد همسایه‌ای است که زباله‌هایش را در جوی آب می‌ریزد، یا  مجری‌های تلویزیون، فعالان مدنی، بزرگترهای فامیل، سیاستمداران، همسر، بچه شرور و … که در کتاب از آنها با عنوان بیشعور و بیشعوری نام برده شده است. سوالی است که در ابتدای کتاب با آن روبرو می‌شوید این است: چه کسی اعتقاد دارد بی‌شعور است؟ اگر  پاسختان این است که  بی‌شعورید که مطابق میل نویسنده می‌توانید به خواندن کتاب ادامه بدهید و در نهایت آدم سالم تری شوید اما اگر معتقدید که با شعور هستید، به عقیده نویسنده شما بی‌شعورید. به جهت این که نویسنده معتقد است که خود را با شعور دانستن یکی از خصایص بی‌شعوری است. نویسندهدر بدایت امراز بیشعوری خود سخن به میان آورده و خودش را معیار و محکی برای تشخیص شعور می‌داند به همین جهت استفاده از لفظ بیشعوری برای مخاطب توهین یا ناسزاگویی نیست بلکه بی‌شعوری از نظر او یک بیماری استکه بسیاری از انسان‌ها به آن دچار هستند و در این کتاب با آن روبرو می‌شوند و سعی در درمان آن خواهند کرد و در نهایت تبدیل به انسانی بهتر خواهند شد. اما در نقد اثر می‌توان از این موارد منفی هم  نام برد که بعضا تناقضاتی ایجاد می‌کند در واقع آنچه که به عنوان حسن آورده خود مصداقی برای بیشعوری است: داشتن ارتباط‌های بی قید و شرط  و بی حساب وکتاب و زیر سوال بردن قانون ازدواج در قالب طنز به مخاطب القا می‌شود. نویسنده در این کتاب ازدواج را امر محدود کننده‌ای و مسئولیتی آزار دهنده می‌داند که میتواند نباشد و نیازهای شخصی به گونه ای دیگر حل شود. در صفحه 34 کتاب می‌خوانیم:« هیچ وقت ازدواج نکرده‌ام، اما هرگز بابت این موضوع پشیمان نیستم. هر زمانی که بخواهم مدتی را با یکی سپری می‌کنم. با این کار از هزینه‌های زندگی و زن و بچه خلاصم » که خود این شاید به نوعی  مصداق خودخواهی ناشی از بیشعوری باشد! دین ستیزی و زیرسوال بردن دین و نه دینداران در کتاب خیلی زیرجلدی در ذهن مخاطب می‌نشیند.شاید در نگاه اول متوجه این موضوع نشوید و ساده بگذرید. در صفحه 48 کتاب می‌خوانیم: «والتر الان در گوشه‌ای از خاورمیانه به شتربانی مشغول است. او مدعی است که خدا را دوباره شناخته است و می‌گوید: اگر خداوند بتواند امثال این مومنان بمب گذار و من بیشعور را ببخشد پس قدرتمندترین قادر جهان است»  ویا در صفحه 46 «ماجرای کشیشی که درباره زنای محصنه موعظه می‌کند و بعدا معلوم می‌شود که خودش با زنان زیادی ارتباط داشته»آمده است. به باور من نویسنده با ذکر مفاهیم فلسفی عرفان انحرافی و کنایه و طعنه زدن به دین قصد تقابل با دین و  ایجاد دین گریزی دارد. بجز موارد متفاوت با باورها و فرهنگ ما در مورد بنیان خانواده و دین که در  کتاب به صورت مستقیم و غیر مستقیم آمده ، بارها از کلمات وموارد غیر اخلاقی یا رکیک استفاده شده که نمونه‌های آن را در صفحات ۱۹، ۲۲، ۴۲، ۴۵ و … می‌توان مشاهده کرد. از دیگرایرادات این کتاب، تحقیر و کم ارزش نشان دادن آدم است. این کتابمی آموزد که همه را بیشعور ببینند حتی خودشان را. در حالی که انسان بیش از این است و در معنویات لایق بهترین‌هاست و باید برای رشد خودشان و دیگران اراده کنند و یاد بگیرند دیگران را مورد توهین قرار ندهند، بلکه کمکشان کنند تا باشخصیت  انسانی زندگی کنند. این کتاب پر است سوم شخص‌هایی که بیشعور هستند.استفاده از ضمیر سوم‌شخص در جای‌جایِ کتاب، در واقع تمرینی است برای دیدن عیوب دیگران و خارج شدن از مَدارِ خویشتن. به همین دلیل است که خواننده با مطالعه‌ی هر بخشی از کتاب ذهنش می‌رود به‌سمتِ  یافتن مصداقی برای آن ویژگی. مثلا وقتی گفته می‌شود« اگر بی‌شعورها عاشق می‌شوند فقط به یک دلیل است: می‌خواهند در هیچ‌چیز کم نیاورند، از جمله عشق.» بلافاصله ذهن ما دوستی را جستجو میکند که عاشق شده و به قضاوت او می‌نشینیم و ناخودآگاه او را بیشعور می‌پنداریم. یا وقتی می‌خوانیم« بیش‌ترین حجم نِق را در دنیا بی‌شعورها تولید می‌کنند.» بلافاصله همسر، فرزند ،همکار، پدر، مادر و یا هرکسی که در اطراف ما وجود دارد نقش می‌بندد و ما در این میان کسی هستیم که خارج از این گود به نظاره نشسته و برای خود متاسف می‌شویم که با تعداد بیشماری از بیشعورها طرفیم که ما را مورد صدمه‌های روحی و روانی قرار می‌دهند! ما در این کتاب بیشتر یاد می‌گیریم در رفتار دیگران دقت کنیم تا رفتار خودمان! و به دنبال یافتن مصادیق بیشعوری در پیرامون خود هستیم به همین جهت خیلی دوست داریم که پس از یافتن چند ویژگی که در کتاب از آنها برای افراد بیشعور نام برده شده خود را زخم خورده این حجم از بیشعوری بدانیم و درثانی سعی می‌کنیم که ان ویژگی‌ها را به هرصورت ممکن به آن‌ها بقبولانیم بدون آن که با خود بیندیشیم شاید به صفت نادانی متصف باشیمچرا که اصلا خود را بیشعور نمی‌دانیم و خود را شخصی فرهیخته می‌دانیم. همه ما انسان‌ها یک ویژگی مشترک داریم و آن این که « همه بدند وفقط ما خوبیم!»این کتاب تفریحی برای ارضای همین خصلت خود برتربینی است. خواننده بعد از به پایان بردن خوانش کتاب نه‌تنها با‌شعور نشده، بلکه در بی‌شعوربودن مهارت بیشتری هم کسب کرده  است. مخصوصاً بیماریِ مرموزی مثل بی‌شعوری که با شناختن خصایص بی‌شعوری، مرض  شدیدتر شده است. در ابتدای کتاب آمده است:« سخت‌ترین مرحله در درمان و ترک بی‌شعوری همان مرحله‌ی نخست است. یعنی پذیرفتن بی‌شعور بودن.هیچ‌کس دوست ندارد قبول کند که بی‌شعور است و بنابراین لحظه‌ی برداشتن نخستین گام درد آور است» به اعتقاد نویسنده  درمان بی‌شعوری زمانی آغاز می‌شود که بیمار، به بی‌شعوری خود آگاه شود. در حالی‌که کتاب عکس این قاعده عمل می‌کند. زیرا خواننده را از دایره خود خارج می‌کند و به قول سعدی در پوستین دیگران می‌اندازد. بنابراین اگر چاره‌ی درمان بی‌شعوری آگاهی به خود است، نباید با ضمایر سوم‌شخص توجه بیمار را از خودش منصرف ساخت و او را مشغولِ مشاهده و کشف رذایل دیگران کرد.
plant-pot
خلاصه و مقداری از کتاب
دکترخاویر کرمنت با زبان طنز واقعیت‌های محسوس زندگی را به صورت ملموس توصیف می‌کند. او اعتقاد دارد که بی‌شعورها، افرادی نخبه و باهوشند که به بیماری بی‌شعوری دچار هستند. نابغه‌هایی با اعتمادبه‌نفسی کاذب که فکرمی‌کنند فقط خودشان خوبند. این افراد با خودخواهی‌ها وسودجویی‌هایشان خود و افراد جامعه را متضرر می‌کنند. قالب اصلی کتاب طنز است و در این کتاب با یک تحقیق با زبان علمی مواجه نیستیم که از نتایج تحقیقات و نظر دانشمندان حوزه‌های مختلف استفاده کرده باشد. جنبه طنز کتاب خواندن این کتاب  را راحت و دلنشین می‌کند. به عنوان مثال، در ابتدای هرفصل یک نقل‌قول آمده است که تمسخرآمیز و ابداعی و خنده‌دار هستند  که یکی از خصوصیات خاص زبان این کتاب است. چند نمونه از این نقل‌قول‌ها: <ul> <li><strong>بزرگ‌ترین راز خلقت این نیست که خدا چرا جهان را خلق کرده است، بلکه این است که چرا بی‌شعورها را این‌قدر گستاخ و منفور افریده است</strong><strong>.</strong><strong>( دیوار نوشته پشت در کلیسایی در بوستون)</strong></li> <li><strong>تا زمانی که معلم کودکستان، من را برای اولین بار در عمرم به اسم «کوین» صدا نزده بود، نمی‌دانستم که اسمم «اوهوی گوساله» نیست.</strong></li> <li><strong>اگر بی‌شعورها عاشق می‌شوند فقط به یک دلیل است: می‌خواهند در هیچ‌چیز کم نیاورند، از جمله عشق</strong></li> <li><strong>اگر هفته‌ای دست‌کم یک بار در اعتراضی مدنی شرکت نکنم، حُناق می‌گیرم. علت اعتراض مهم نیست، مهم خود اعتراض کردناست که به خاطر آن زندگی می‌کنم.</strong></li> </ul> نویسنده در ابتدا خود را فردی مبتلا به بیشعوری معرفی می‌کند که خودش را مداوا کرده است و در پی آن است که بیماران مبتلا به را معرفی کند. به نظر او اگر کسی بپذیرد که بی‌شعور است تازه اول کاراست و سخت‌ترین مرحله در درمان و ترک بی‌شعوری همان مرحله نخست آن یعنی پذیرفتن بی‌شعور بودن است. خاویر کرمنت باور دارد که شاید نتوان تعریف دقیقی از بیشعوری ارائه کرد اما می‌توان به‌راحتی آن را تشخیص داد. در تقسیم بندی خاویر کرمنت  در کتاب بیشعورها را دسته بندی می‌شوند که هر کدام از‌اندسته‌ها شامل چندین بخش دیگر می‌شوند و در هر بخش انواع بی‌شعوری و انواع آن و راه نجات از بی‌شعوری مورد بررسی قرار می‌گیرد. <strong>بخش اول: چه کسی بی‌شعور است و چرا یک نفر باید بخواهد بی‌شعور باشد؟</strong> سرگذشت فرد چند سرگذشت دیگر تعریف بی‌شعوری ماهیت بی‌شعوری شدت بی‌شعوری <strong>بخش دوم: انواع بی‌شعورها</strong> بی‌شعور اجتماعی بی‌شعور تجاری بی‌شعور مدنی بی‌شعور مقدس‌آب بی‌شعور عرفان‌باز بی‌شعور دیوان‌سالار بی‌شعور بیچاره بی‌شعور شاکی <strong>بخش سوم: وقتی جامعه بی‌شعور می‌شود</strong> تجارب به‌مثابه بی‌شعور دولت به‌مثابه بی‌شعور خواندن، نوشتن و بی‌شعوری بی‌شعوری در رسانه، یک اپیدمی واقعی <strong>بخش چهارم: زندگی با بی‌شعورها</strong> کار کردن با بی‌شعورها وقتی دوست بی‌شعور است ازدواج با آدم بی‌شعور بی‌شعور مادرزاد فرزندانِ والدین بی‌شعور <strong>بخش پنجم: راه نجات</strong> مراحل درمان وسایل درمان با خواندن قسمت‌هایی از متن کتاب متوجه خواهید شد نگاه خاویر کرمنت، نویسنده کتاب بیشعوری به این مسئله در جوامع اینگونه است. به عنوان نمونه به ادامه این متن توجه کنید: یا در مورد بی‌شعوری مدنی در این کتاب می‌خوانیم: «اعتراض مدنی، مد روز است. سابقا روال بر این بود که مردم اعتراض می‌کردند تا به آزادی و حقوق خود برسند، اما گویا امروزه افراد زیادی آزادی و حقوق خودشان را در راه اعتراض کردن استفاده می‌کنند. آنها همیشه در حال اعتراض مدنی و شعار دادن هستند. البته باید تاکید کرد که این عامل دلیل اصلی به وجود آمدن این نوع بیشعورها نیست بلکه « هیجان اعتراض»دلیل اصلی است.  در نزد آن‌ها شعار دادن حتی از یافتن راه حل عقلانی و منطقی برای مشکلی که به آن اعتراض دارند هم مهم‌تر است. بسیاری از انسان‌ها  به همین آسانی و صرفاً با دادن شعارهایی که خودشان هم به آنها هیچ  اعتقادی ندارند، اکتیویست می‌شوند؛ البته اکتیو در بی‌شعوری!» با خواندن قسمت‌هایی از کتاب به راحتی می‌توانید خود یا تعدادی از اطرافیانتان را در یکی از گروه‌های بی‌شعوری تصور کنید.

معرفِ کتاب

suspect
بوکزیستو

بوکزیستو

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.