معرفی کتاب قیدار

با هر کتاب جدید باری دگر زندگی کنید

قاچ کتاب: قیدار

بسم رب جون تو کار قیدار پشیمانی راه ندارد. قیدار هیچ وقت پشیمان نمی‌شود... من همیشه به تصمیم اول احترام می‌گذارم. تصمیم اولی که به ذهن‌ت میزند، با همه‌ی جان گرفته می‌شود. تصمیم دوم با عقل و تصمیم سوم با ترس ... از تصمیم اول که رد شدی، باقی‌ش مزه‌ای ندارد...

مشخصات کتاب

نام کتاب: قیدار

سال انتشار: ۱۳۹۱

نویسنده: رضا امیرخانی

ملیت نویسنده: ایرانی

تعداد صفحات: ۲۹۶

plant-pot
معرفی کتاب
قیدار اسم شخصیت اصلی این کتاب می‌باشد، یک مرد میانسال، جوانمردی که یک سری منش و رفتارهای خاص خود را دارد. داستان در دهه چهل و پنجاه شمسی روایت می‌شود. داستان از آن جایی شروع می‌شود که قیدار با شهلاجان (خود قیدار تاکید دارد که باید جان را دنباله شهلا آورد) عقد کردند و به سمت خاک(قبر) پدر شهلاجان می‌روند که وسط راه یک تصادف بدی می‌کنند. که این تصادف باعث می‌شود که شهلاجان بینایی خود را از دست بدهد. قیدار به این داستان مشکوک می‌شود و برای پیدا کردن واقعیت تلاش می‌کند. این جستجو برای واقعیت و افرادی که در این کار دخیل بودند داستان کتاب را شکل می‌دهد. البته بیشتر پیرامون رفتار و منش قیدار متمرکز است.
plant-pot
دیدگاه
کتاب جالبی بود، خیلی داستان پردازی و فضاسازی قوی داشتکه شامل نکات ریز و درشت قشنگی بود که خوراک جملات قصار نوشتن بودند!
plant-pot
من و کتاب
من به طور کلی از جنس قلم‌های خاصی کتاب‌ها را انتخاب می‌کنم و می‌خوانم. که این باعث لذت بردن از کتاب‌های انتخابی خودم می‌شود. اولین کتابی که از امیرخانی خواندم کتاب رهش بود بعد از آن آرمیا را خواندم. واقعا از داستان پردازی‌ها و دنیا ساختن‌های او لذت بردم. بعد رفتم سراغ من او رضا امیرخانی که با وجود این که من اصلا اهل خواندن کتاب‌های پرقطر نیستم ولی من او رضا امیرخانی که 500 صفحه بود را به سرعت باورنکردنی، تموم کردم! خوب طبیعیه که برم سراغ کتاب‌های بعدی این نویسنده و قیدار رو انتخاب کردم برای خواندن، و اینگونه وارد دنیای قیدار شدم. خیلی جاها از کتاب که شخصیت قیدار را مطرح می‌کرد ذهنم به سمت حشمت فردوس سریال ستایش می‌رفت! واقعا یک سری رفتارهای قیدار خیلی شبیه به او بودند!

معرفِ کتاب

suspect
بوکزیستو

بوکزیستو

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.