داستان بوکزیستو

اولین قدم - سال ۹۴

کتاب هایی که اهلی شدند

سال۹۴ بود که فکرمان درگیر نیاز مخاطبی شده بود که از کتاب فاصله زیادی گرفته بود. ما دنبال ناله‌های مشترک آدم‌ها و کتاب‌ها بودیم. کتاب‌هایی که دوست داشتند توسط آدم‌های خودشان اهلی شوند. میدانید مثل داستان روبه و شازده، کتاب‌ها هم به یک دوست نیاز داشتند. آمدیم و کتاب‌ها را پیدا کردیم و در اصل یک فرمول برای خودمان ساختیم برای ایجاد هویتی واحد نسبت به هر کتاب. برای هر کتاب یک چیزی ساختیم فضایی بنام ۳میم. ۳ میم ما شامل موضوع، مخاطب و مناسبت بود. ما تصمیم گرفتیم کتابها را در یک کتابخانه مورد بررسی قرار دهیم و اولین جایی که انتخاب کردیم فروشگاه کتاب پاتوق کتاب مشهد بود.

سراغ کتاب‌هایش رفتیم و چند نفری که حدودمان ۱۰ نفر را رد نمی‌کرد نشستیم و کتاب‌های زیادی را بررسی کردیم.

شناسنامه کتاب را که تمام کردیم به رسالت خودمان رسیده بودیم و کتاب شناسی را در مرحله اول کار پیش بردیم.

کارهای پژوهشی خودمان را تمام کردیم و یک لیست داشتیم از کتاب‌های زیادی که حالا هر کدام یک ۳میم داشتند برای خودشان. و داستان ما همینطور ادامه پیدا کرد تا اینکه…

دومین قدم - ۹۵

زمزمه های بوکزیستو

داستان سال قبل را ادامه دادیم تا اینکه با کتاب‌های زیادی سرمان گرم شد. حتی تا جایی که نفری نزدیک به ۳۰۰۰ کتاب را بررسی کردیم و۳میم-شان را ساختیم.

کتاب‌های زیادی که بررسی کرده بودیم را در لیست اکسلی که داشتیم گردآوری کردیم و به هرکدام از آنها فاکتورهای زیادی دادیم که می‌توانست در انتخاب مخاطب خاص خودشان کمکمان کند. حالا ما لیستی از کتاب‌ها را داشتیم که می‌توانستیم برای هر شخصی بر اساس یک سری فاکتور کتاب انتخاب کنیم و شانسی شانسی یک لینک خرید هم به کناره آن اضافه شد.

حالا دیدیم که می‌توانیم کتاب هم بفروشیم، پس کار را مجددا پرقدرت تر از قبل ادامه دادیم و گفتیم هر کسی یک کتاب را مورد بررسی قرار میدهد موارد بیشتری از آن هم گردآوری کند.

اول درخت کتابی ساختیم که کار همان نقشه ذهنی یا مایند مپ Mind Map را ایفا می‌کرد. کنار آن قاچ کتاب هم داشتیم، مثل دیالوگ‌های معروف فیلم ها، مخاطب هم قسمت جذابی از کتاب را انتخاب می‌کرد و در بخشی از معرفی کتاب قرار میداد. کنار اینها خلاصه را هم قرار دادیم و دیدیم که الان اطلاعات بیشتری از هر کتاب ساخته شده که کار ارزشمندی شده است.

اینجا بود که دوره کتابشناسی دو به معنای واقعی کلمه شکل گرفت و کارمان را جلوتر بردیم. جایی که علاقمندان به کتاب و کتابخوانی کتاب می‌خواندند، محتوای مورد نظر را استخراج می‌کردند و کنار یادگیری یاد هم می‌گرفتند.

اینجا بود که ما دیگر می‌دانستیم چه می‌خواهیم پس ادامه دادیم…

سومین قدم - ۹۶

دردسرهای نهایی

۹۶ برایمان کمی پر از دردسر بود. ابتدا با این شروع کنیم که بیشترین ورودی را از نظر تعداد دوست داشتیم و دوستان زیادی در گروه‌مان بهمان کمک کردند کتاب‌های زیادی را بررسی کردیم و دوستانی که دور هم داشتیم در یک گروه با ماندگاری یک ساله کنار هم بودیم و توانستیم حرفه‌ای تر جلسات بسیار بزرگ تر و پربارتر را تشکیل دهیم. از دل تمام اینها، ما توانستیم به تجربه‌های نابی در زمینه برگزاری همین دورهمی‌ها دست پیدا کنیم و مسیری برای استفاده واقعی از اطلاعات موجود در بطن هر کتاب پیدا کنیم.

اینبار ما شناخت جدیدی نسبت به هر کتاب پیدا کرده بودیم، تنها مسئله پیش روی ما کتاب شناسی نبود، بلکه کار ما شده بود درک محتوای موجود در یک کتاب و پیدا کردن مفهوم و محور مفهومی که کتاب می‌خواست به مخاطبش انتقال دهد. ما همه با هم به اینجا رسیده بودیم اما همچنان مسئله‌ای بزرگ پیش روی ما بود. ما چطور می‌توانستیم این فرایند را ماندگار کنیم و آن را کاربردی کنیم؟ این یک ابهام بزرگی برای ما بود ولی…

چهارمین قدم - ۹۷ , ۹۸

بوکزیستو و جلوه کودکانه و شیرینش

سال۹۷ را که شروع کردیم، دیدگاه جدیدی داشتیم، دنبال کاربردی بودیم برای کتاب‌ها. کاربردی که می‌خواست به کتاب هویتی جدید ببخشد. ما میدانیم گوش کردن به حرف کتاب‌ها آسان است. پس خواستیم دوباره کتاب به زندگی ما و شما برگردد. اینجا بود که خواستیم با کمی سرگرمی سازی کردن روند مطالعه و ایجاد مسئله‌ای بنام بازی وار بودن خواندن کتاب، دوباره کاری کنیم کتاب دست همه باشد. از متدهای گیمیفیکشن استفاده کردیم، با اقای علیرضا رنجبر شورابی آشنا شدیم که نقش بسزایی در طراحی پلن‌ها و مدل‌های بازی وار سازی یا همان گیمیفیکشن پروسه مطالعه داشتند.

اینبار ما مطالعه را به بازی هم تبدیل کرده بودیم و از اینجا بود که به کار خودمان بعنوان کسب و کار نگاه کردیم، چیزی ساخته بودیم که می‌توانست به آدم‌ها مهارت و دانش انتقال دهد. حالا که کسب و کار داشتیم برای توسعه کسب و کار به اقای مهدی فرهادی نیا مراجعه کردیم.

ما امسال را بجای برگزاری دوره و کارگاه و کتاب شناسی قدیمی که با خودمان داشتیم سراغ مدلی رفتیم که طی آن بتوانیم مطالعه را به مدلی مفهومی تبدیل کنیم و خواندن کتاب را فرایندی شیرین جلوه دهیم.

اینجا که بودیم هیچ وقت به کار خودمان شک نکردیم، جلو رفتیم و خیلی چیزها را از اقای معماریانی داشتیم.

به ۹۸ که رسیدیم همه چیز برایمان تغییر کرده بود. کسب و کاری سر و سامان یافته ولی بچه سال داشتیم که از دل کلی تجربه زاییده بود.

شروع ۹۸ را پرانگیزه و با کلی هدف شروع کردیم…جلو رفتیم تا اینکه یک تولد تابستانی داشتیم. بله بوکزیستو تازه با تاتی پاتی کردن داشت توجهمان را جلب می‌کرد.

شهریور که آمد، اولین دوره به اسم باشگاه کتاب خوانی بوکزیستو را راه انداختیم و ادامه دادیم تا اینکه سر و کله کرونا پیدا شد.

از کارگاه‌ها و دورهمی‌های حضوری رسیدیم به کارگاه‌های مجازی و آنلاین.

با اینستاگرام همه چیز را پیش بردیم و وره بزرگی بنام کتابستاگرام را با الهام از صحبت‌های فرهادی نیا ساختیم.

حالا که با اینستاگرام داشتیم پیش می‌رفتیم تا اینکه…

الان اینجاییم

بوکزیستو و جلوه کودکانه و شیرینش

تا اینکه بوکزیستو فقط یک باشگاه نبود، بلکه یک شبکه بزرگ ترویج کتابخوانی و مطالعه بود. دوره ۲۱ روزه را ساختیم، کتابستاگرام تبدیل شد به چلکتاب و واحد تولید محتوا پدید آمد. کارگروه نوجوان را راه اندازی کردیم و پروژه را تبدیل به یک شرکت کردیم که دیگر فعالیت دیجیتالش را شروع کرده بود. سر و کله فرشید امین زاده پیدا شد با کلی ایده‌های جذاب در مورد کتاب و مطالعه و یادگیری…

حالا ما اینجاییم با کلی پتانسیل که پشت نام بوکزیستو در حال پخته شدن است و این داستان ادامه دارد…

suspect

ماموریت بوکزیستو

بوکزیستو در نظر دارد با راه اندازی و ایجاد طرح های متفاوت، همچنین پیاده سازی سیستم مدیریت مطالعه و کتابخوانی، سطح یادگیرندگی افراد را بالا برده تا انسان ها نه فقط کتابخوان بلکه به یک کتابخوان یادگیرنده تبدیل شوند.

رسیدن به جایگاه اولین و جامع ترین شبکه ترویجی مطالعه و کتاب خوانی در ایران که با استفاده از طرح ها، دوره ها و محصولات جامع و خلاق خود برای انواع مخاطبین، به افراد کمک می کند که تبدیل به فردی یادگیرنده و کتابخوان تبدیل شوند و به واسطه این یادگیرندگی سطح و کیفیت زندگی افراد بهبود پیدا کند و به جامعه ای چند سطح قوی تر تبدیل بشویم.

suspect

چشم انداز بوکزیستو

suspect

هدف بوکزیستو

رسیدن به یک شبکه بزرگ و قوی بین تمامی کتابخوانان ایران
رسیدن به رسانه قوی و پرمخاطب در حوزه مطالعه و کتابخوانی
فراهم کردن و تهیه نقشه راه کتابخوانی برای انواع قشر های مخاطبین در قالب های متفاوت و در سطح های مختلف
کارآفرینی از طریق یک کار فرهنگی خالص